X
تبلیغات
رایتل

میدونین چی فهمیدم!!؟امروز کشف کردم بیشتر از اینکه بخوام عاشق یکی و قیافه اش بشم عاشق احساس و رفتار و فکرش نسبت به خودم میشم!این خیلی بده ها خیلی!فکر کنین امروز بعد از یه مدت طولانیی یکی رو دیدم که یه عالمه عاشقش بودم و براش میمردما اصلا"!بعد نگاش کردم همینجوری موندم!من چی اینو دوس داشتم!!؟نه قیافه ی درست حسابی داشت نه اخلاقش شبیه اوناییه که من جذبشون میشم...فقط چون فکر میکردم دوستم داره دیگه هیچی نمیدیدم!

تازه بدتر از اون بعضی اوقات هم برعکسه!فکر کن یکی که خیلی داغون باشه و اصلا" محل سگم نذاره بعد من هی برعکس جذبش میشم و تلاش میکنم جلبش کنم و گاهی اوقات جذب نمیشن و گاهی هم جذب میشن و من میفهمم چه غلطی کردم و داشتم چیکار میکردم با این غریزه ی کوفتی!!

به خاطر همینه من هیچوقت رو کسی اصرار نمیکنم!انقدر از این سوتی ها از خودم دیدم که اصلا" به احساسم وانتخابم اعتماد ندارم...یعنی اعتماد به نفسم شده در حد ماشین مشتی ممد علی که نه بوق داره نه صندلی!!!دیگه خودکارم بخوام بگیرم باید از یکی اوکی بگیرم!!!

خب دست خودم باشه بعید نمیدونم با یکی باشم که بیست سال دیگه نگاش کنم ببینم هیچ حسی بهش ندارم و به خاطر بچه هام!! سکوت کنم و هی زجر بکشم!!!بسه فکر کنم!دارم فیلم هندی مینویسم دیگه!!!:))

+تاریخ سه‌شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1389ساعت 01:23 ق.ظ نویسنده فینگیلی | 10 نظر

@message