X
تبلیغات
رایتل

یعنی چقدر خوشبخت بود این دکتر ابوعلی سینا!یه دونه به صورت یارو رو نیگا میکرد یه نبض میگرفت دو تا علف میداد دست این مریضا تمووووووووووووم! 

من الان سه ساعات دارم جون میکنم در همون اولین موج نوار قلب موندم هنوز!!!:))...تازه خودم رو بکشم همه ی نکات رو بچپونم تو مخم هم...میرم اونجا سر مریض میبینم داشته سر نوار قلب گرفتن تمرین ایروبیک میکرده و هر میلی ثانیه یه نویز داره!...یه چیزی مثل تست هوشه!از اون شکلها میدن میگن تفاوتها را پیدا کنید!:|

آخی!امروز رفتم بالا سر مریضه میگم مادر کی ها قلبت درد میگیره!؟؟میگه غروبهای جمعه!!!:))...بعد گفتم این درد قلبی نیست که!میگه خب درد قلبی چجوریه!!؟میخواستم بگم رزیدنته اومد گفت نگوها!یاد میگیره هر روز اینجاست!شما میرین دردسرش برای ما میمونه!:))...اینها کلا" زن و شوهر آنتیکی بودند!رزیدنته اومد بالا سرش برای معاینه شوهرش شروع کرد به سوال پرسیدن!چی بگیرم؟!آبمیوه بخوره؟!رانی باشه یا معمولی!هلو باشه یا پرتغال!؟کمپوت چی براش خوبه!؟... بعد دیگه خود مرده خسته شد گفت آقای دکتر من الان چیکار میتونم براش بکنم؟!...گفت هیچی شما فکر کن مزخرفترین سوالی که به ذهنت میرسه از من بپرس!:))... 

وای ما مردیم از خنده!!این رزیدنتش خیلی مهربونه...شاگرد اول خواهرم اینها بود بعد مستقیم قبول شد قلب! :| خواهرم هی بهم استرس میده میگه درس بخون میدونم آبروی منو میبری تو!!البته منم نامردی نکردم تا الان هرچی پرسید ازم بلد نبودم!!!!:))...آخه من چیکار کنم چیزای داغون میپرسه!! :|

واااای!یعنی یه روزی میشه بگم ای بابا چه آی کیو هویجی بودم من!نوار قلب هم کار داشت!!!؟مثل الان که میخندم میگم این جدول ضرب هم چیزی بود آخه!!!؟

+تاریخ شنبه 6 آذر‌ماه سال 1389ساعت 10:07 ب.ظ نویسنده فینگیلی | 20 نظر

@message